تبليغاتX
زادمهر

 

 

زادمهر

بهwww.zadmehr.comخوش آمدید

تصویری متفاوت از محمود احمدی نژاد در تیم فوتبال دانشگاه علم وصنعت

فردی که در تصویر مشخص شده است محمود احمدی نژاد استسال 54، زمين شهباز، تيم فوتبال دانشگاه علم و صنعت، گفته مي شود نفر سمت راست، نشسته، محمود احمدي نژاد است که آن روزها دانشجوي رشته مهندسي عمران و عضو تيم فوتبال دانشگاه بوده است. ضربات پنالتي آقاي رئيس جمهور به ابراهيم ميرزاپور پيش از اعزام به مسابقات جام جهاني آلمان را به ياد بياوريد... استيل ضربه زدن رئيس جمهور به توپ، نشان مي داد، او پيش از اينها پا به توپ بوده است.

پ.ن:منبع روزنامه اعتمادتاریخ ۲۷/۵/۸۶



ماجرای سکته دختری جوان در کافی نت در حال انتخاب رشته های دانشگاهی

من مریم هستم 18 ساله ،تازه در کنکور قبول شدمم وباید رشته هایم را انتخاب  کنم ،صبح ساعت 9 از خواب بلند می شوم دست و صورتم را می شویم و گرمکن و روسری ام را سرم می کنم و می روم در مجتمع مسکونیمان ورزش می کنم خودم را گرم کردم و چند حرکت نرمشی انجام می دهم که متوجه می شوم دو تا پسر از ساختمان روبروئی سرشان را از پنجره بیرون آورده اند و دارند دید می زندد دوباره برمی گردم داخل آپارتمان مشغول خوردن صبحانه می شوم تلویزیون روشن است و شبکه 3 برنامه سلامت باشید را پخش می کند مجری برنامه  بصورت واضح در مورد عادات ماهانه و مشکلات و دردهای آن صحبت می کند و اینکه مرادن و زنان برای بچه دار شدن چه کارهایی باید انجام بدهند . صبحانه را می خورم و لباس می پوشم و از خانه خارج می شوم تا بروم شرکت سر خیابانی که در آن ساختمان شرکتمان قرار دارد ماموری جلوی مرا می گیرد و درمورد روسری ام تذکر می دهد و می خواهد مرا سوار ماشین کند با هزار التماس او را از تصمیمش منصرف می کنم و در حالیکه دست و پاثیم می لرزد به سمت شرکت حرکت می کنم رسیده ام به  دفترشرکت مدیر عامل از من زودتر رسیده است و جلسه دارد، جلسه تا ساعت 11 طول می کشد و فقط یکی دوبار بیرون می اید و چند پرونده را با خود به داخل اطاق می برد و من هم چند تا تلفن را جواب می دهم سر ظهر مدیر مرا صدا  مکند می روم تو اتاق در اتاق را می بندم شروع میکند به آسمان و ریسمان کردن که آره ماشرکتمون دیگه  درآمد سابق را نداره و باید از هزینه ها کم کنیم و از این حرف ها و ...... کم کم به من نزدیک می شود حالا کنار صندلی که روی آن نشسته ام ایستاده است سرش را نزدیک صورتم می کند حالا صدای نفسهایش را به راحتی می توانم بشنوم و حس می کنم می گوید مگر کارمندانی که بیشتر از بقیه با ما همکاری داشته باشند یعنی یک نوع همکاری ویژه بعد از حرفهایش بدون اینکه حرفی بزنم از اتاق خارج می شوم ، و تاظهر کارهایم را انجام می دهم و ظهر از دفتر می زنم بیرون و می روم خانه در منزل چرتی می زنم و عصر با دوستم ستاره برای انتخاب رشته دانشگاه به کافی نت می روم و رشته های دانشگاهی ام را انتخاب می کنم اما قبل از اینکه دکمه آخر را بزنم برق کافی نت قطع وصل می شود دوباره که می خواهم وارد شوم نمی توانم صاحب کافی نت را صدا می کنم و از او راه چاره را جویا می شوم ،می گوید شرمنده نمی توانید دوباره شرکت کنید هر داوطلب فقط یکبار می تواند شرکت کند سرم گیج می رود قفسه سینه ام درد می گیرد . در مغزم صداها می پیچد..... "داوطلبان عزیز توجه کنند... اگر قبول نشی چی جواب بابا تو بدم .. .......اون پسره کیه خانم حجابت و درست کن ........... دختره تنبل ... داوطلب عزیز " ،ا دیگر چیزی متوجه نمیشوم لان 24 ساعت است که بیمارستانم سکته کرده ام و دارم میمریم  دیگر چه فرقی می کند که زنده باشم یا نه

پ.ن:این داستان زندگی دختری بود که چند روز پیش در حین تعیین رشته دانشگاهی سکته کرد



از کافه تیتر نشینی به غار نشینی افتادیم؟!

 پیش نویس:بهنام نشسته ای  به چه می اندیشی ،به آینده، کدام آینده ؟!به اینکه ما بدون کافه تتیر چکار میکنیم ؟! بهنام خوابیدی اگر رویا می بینی وکابوس نمی بینی به بیتابگو یک وجیز برای من درست کند!!!راستی حمید رضا علاقه بند  می گفت یک کافه پیدا کردهکه اسمش  گذاشته کافه مخفی خدا کند کارمون به کافه غار و غار نشینی نکشه....... 

این روزها دلم بسیار هوای کافه تیتر را کرده است چند روز پیش برای کاری رفته بودم بیمارستان مداین ،کج کج داشتم راه میرفتم تا نگاهم به جای خالی کافه تتیر نیافتد اما ناگهان مردی تنه زد وبرگشتم سمت کافه تیتر ،تیتری که دیگر نبود و انگار کرکرها آن را در زنجیر کرده بودند ،هرچند دیگران باعث بسته شدن کافه تیتر شدند اما اعتقاد دارم،مقصر اول وآخر بسته شدن کافه تیتر خودمان بودیم خود خبرنگاران و روزنامه نگاران ،ما که کافه تیتر را خانه خود ندانستیم  و هیچوقت با هم اتحاد ویکدلی نداشتیم ، واز آن خوب دفاع نکردیم در این مورد بعد بسیار خواهم نوشت....  

 



استقلال و اتحاد حرفه ای خبرنگاران سخنی بیش نیست

 امسال باز هم مانند هرسال 17 مردادفرا رسید و روابط عمومی سازمانها و ادارات دولتی و غیر دولتی که حیات وبقای خود را در گرو درج پررنگ اخبارشان در رسانه ها می دانند مراسم های مختلفی را برگزار کردندو به خبرنگاران انواع هدایا را دادند ،اگرچه کار آنان اشتباه است ولی اجرای یک قانون تکراری    نانوشته و همیشگی است ودر این جا نمی خواهم به عملکرد روابط عمومی ها بپردازم و به جای آن به نقد سیستم روابط عمومی و اطلاع رسانی در کشور خواهم پرداخت اما این بار سخنم حرفی دیگر است

امسال ناباورانه منتظر بودم تا شاید  فرجی بشود و خبرنگاران در چنین برنامه های شرکت نکنندپیش خودم می گفتم آخر چگونه ممکن است که مثلا یک خبرنگار  سرویس اقتصادی  تمام طول سال  از محصولات یک شرکت ایراد بگیرد ویا از نحوه رفتار مدیر عامل یک شرکت انتقاد کند وبعد در روز خبرنگار برود واز دست مدیر عامل همان شرکت هدیه وتقدیرنامه دریافت کند و یامثلا فلان روزنامه به دلیل شکایت یک سازمان تعطیل بشود یا فلان خبرگزاری فیلتر بشود  بعد در روز خبرنگار از خبرنگار همان روزنامه و یا خبرگزاری توسط همان سازمانی که باعث تعطیلی شده است  تجلیل بشود حکایت کودکی که پدر ومادرش را را به زندان میبرند   و به جایش به او آب نبات می دهند، ویا در مراسمهای شرکت بکند که در لفافه به او درس بدهند و تادیبش کنند امسال  بعضی سخنرانان عملا می گفتند  که خبرنگار باید اینگونه باشد باید فلان طور خبر بنویسد باید خبرش این مفهوم  و ارزش خبری  را داشته باشد،........

 امسال مراسم روز خبرنگار در حالی برگزار شد که کشمکش و اختلافات نظر  روزنامه نگاران وخبرنگاران با دولت  و وزارت ارشاد بر سر آیین نامه حرفه ای روزنامه نگاری به بالاترین حد خود رسیده بود زیرا عده ای عقیده دارند که باتصویب این آیین نامه استقلال حرفه ای روزنامه نگاران به زیر سوال میرود ،امسال بزرگداشت روز خبرنگار و عملکرد اکثریت  خبرنگاران باز هم به من ثابت نمود که استقلال حرفه ای و اتحاد خبرنگاران سخنی بیش نیست(هرچند که از قبل ودر جریان تعطیل شدن کافه تیتر ثابت شده بود ) وتا رسیدن به مرحله عمل و الگوی ایده آل باید سالها صبر کردو تحمل نمود.....تا بعد



خسته شدم از اینکه اون چیزی باشم که تو میخواهی باشم ،میخواهم رها شوم

I'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless lost under the surface
Don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)

 

 


ادامه مطلب


من دوست دختر ندارم ،چون نمی توانم مثل دلقکها بخندم

چند روز پیش یکی از دوستان در جمعی ناگهان گفت : تو که این همه آدم می شناسی و دوستان مختلفی در بین خبرنگاران وهنرمندان داری چرا حتی یک دوست دختر هم نداری ،گفتم چون نمیتوانم دروغ بگویم ،گفت یعنی چی یعنی هرکسی که دوست دختر داره دروغ میگه ،گفتم نه راستش را به طرفش نمیگه ،گفتم،من نمیتونم مثل بعضی پسرها بشینم جلوی یک دختر ازش بپرسم به چه شعری علاقه داری مثلا بگه به شعرهای مریم حیدر زاده بعد من  که از اون بدم میادبگم ،چه جالب من هم از شعرهای اون خوشم میاد ،یا مثلا وقتی ازش می پرسم چند سالته  بگه چند ساله بهم میاد  بعد منهم عمدا چند سال سنش را به دروغ کمتر  بگم  بعد اون هم مثل احمقها بخنده ،نه من از این عادتها ندارم من نمیتونم مثل دلقکها با یک طرف صورتم بخندم وبا طرف دیگه صورتم گریه کنم من نمیتونم عمدا دروغ بگویم ....

به قول استاد قیصر امین پور :

در این زمانه  هیچ کس خودش نیست/ کسی برای یک نفس خودش نیست

همین هوا که عین عشق پاک است /گره  که خورد با هوس خودش نیست.....

تو دست کم کمی شبیه خود باش /در این جهان که هیچ کس خودش نیست

تمام دردما همین خود ماست /تمام شد ،همین و بس :خودش نیست*

                                  *شعر "در این زمانه" از مجموعه شعر "دستور زبان عشق" اثر قیصر امین پور   



گزارش اکونومیست از اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در ایران:زنان معمای پیچیده ایران

عکس  ازروزنامه اعتمادموج دوم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به آن ور آب ها هم رسيده. طرح جلد، تيتر يک و گزارش ويژه مجله معتبري چون اکونوميست درباره ايران و زنانش است. زنان به زعم آن ور آبي ها «معماي پيچيده ايران» هستند. واضح است که اکونوميست با زبان بي زباني به اين نتيجه رسيده زنان ايراني نمونه کمياب و شگفت انگيزي از ظرفيت و استعداد هستند. اکونوميست البته به سنت ژورناليسم وفادار مي ماند و از شيطنت غافل نمي شود.

پ.ن۱:منبع روزنامه اعتماد دوشنبه ۸ /۵/۸۶

پ.ن۲:متن کامل مقاله اکونمومیست به زبان انگلیسی را میتوانید در اینجا ببینید وبخوانید

 

 

 

 



آیت الله جنتی:اگرحضرت علی (ع)بود بیش از اینها از(اراذل واوباش) را اعدام میکرد

عکس از خبرگزاری ایسنابدون هیچ نظر ودخل وتصرفی نظر شما را به سخنان دبیر محترم شورای نگهبان پیرامون طرح ارتقا امنیت اجتماعی به نقل از خبرگزاری ایسنا جلب میکنم

دبير شوراي نگهبان ضمن اظهار خشنودي از اجراي طرح امنيت اجتماعي گفت:‌ اين اقدامات بايد ادامه يابد البته كارهاي فرهنگي نيز توسط دستگاه‌هاي تبليغي در كنار آن بايد صورت گيرد.

 آيت الله جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران افزود:‌ آفرين بر دستگاه قضايي و نيروي انتظامي كه طرح امنيت اجتماعي را اجرا مي‌كنند. خطيب نماز جمعه تهران اعدام چند نفر از اراذل و اوباش و شروران را بهترين اقدام انتظامي، سياسي و حتي فرهنگي دانست و گفت: اگر علي(ع) بود بيش از اين‌ها اعدام مي‌كرد، ايشان مردي نبود كه با كساني كه امنيت جامعه را برهم مي‌زنند سازش كند. وي يكي از اهداف اسلام را ايجاد امنيت دانست و افزود: ‌اگر امنيت نباشد حكومت به هدف خود نمي‌رسد؛ لذا اين نوع كارها بايد ادامه يابد و مسوولان قضايي و نيروي انتظامي هم بدانند و مطمئن باشند كه مردم پشتيبان آن‌ها هستند و از آن‌ها حمايت مي‌كنند. دبير شوراي نگهبان با تاكيد بر اين‌كه " خانواده‌ها نيز بايد در آگاه كردن و تربيت فرزندان خود دقت نظر لازم را داشته باشند تا جوانان گول اين اراذل اوباش را نخورند" افزود: مطالبي كه مقام معظم رهبري درباره آموزش وپرورش فرموده‌اند بايد مورد توجه قرار گيرد و آموزش و پرورش وظيفه دارد اين فرزندان را همان‌طور كه ايشان فرموند، تربيت كند.



تاسیس فتو بلاگ (وبلاگ عکس)

عکسهای بسیار  از طریق اینترنت ویا از طریق دوستان به دستم میرسیداینه همه جدا از عکسهای بود که خودم بوسیله موبایل ویا دوربین میگرفتم در این فکر بودم که از این عکسها چگونه استفاده کنم دیدم بهترین راه جدا از آرشیو موضوعی راه اندازی یک وبلاگ ویژه عکس است تا هم ماندگاری عکسها افزایش یابد وهم انکه در معرض عموم قرارگیرد و نظر بینندگان را هم بدانم ،آدرس فتو بلاگ این است www.juj.blogfa.com ویاwww.juj.blogfa.ir 


اعترافات سید حسین کاظمینی بروجردی

عکس از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامیسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی گوشه های از اعترافات سید حسین کاظمینی بروجردی را منتشر کرده است،مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص شخصیت کاظمینی بروجردی و اقدامات واعترافات وی می نویسد: 

 حسین کاظمینی بروجردی مدتی پیش با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان و ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت .
وی در ادعاهای کاذب خود مدعی شد که نوه آیت الله العظمی بروجردی است در صورتیکه بعد از دستگیری سطح پایین علمی و نسب واقعی اش برملا شد.
اوج فعالیتهای تبلیغاتی کاظمینی بروجردی و همراهانش در مهرماه سال گذشته اتفاق افتاد و به سرعت فروکش کرد. در این حال جرج بوش مدتی پیش در حمایت از به اصطلاح آیت الله کاظمینی بروجردی سخنانی در دفاع از آزادی مذهبی و حقوق فردی ایراد کرد.
سید حسین کاظمینی بروجردی با تبلیغات و چاپ عکس خود در کنار مرقد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و مقبره پدر و پدربزرگش در بروجرد آنها را در روستاها و شهرستانها توزیع می کرد...... لطفابه ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


یک لولی دیوانه شد.....

امروز خیلی خوشحالم دیوانه دیوانه ام......

ای  لولیان یک لولی دیوانه شد /  وی سوی مجنون خانه  شد

زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد....

ای آتش آتشفشان این خانه را ویرانه کن/این عقل من بستان زمن بازم زسر دیوانه کن